خرید بک لینک
روزها از پی هم میدون.

این روزها ازفشارکار و .....خستگی مفرط و بیخوابی با من رفیق شده. فقط میدونم که نتایج هر چیزی به ادمها برمیگرده. پس سعی میکنم اگر خوب نیستم بد نباشم.

خدایا شکرت. که هنوز مارو میبینی و چشمهاتو نبستی. خدایا بیشترباش.

مهربان باشیم.

برچسب: نویسنده: آناهیتا اسدیان تاريخ: شنبه 17 تير 1396 ساعت: 16:55

یه جور خشم عمیقی تو وجودمه که دائم سعی در مهارکردنش دارم. تلاش میکنم خوب باشم خودم باشم به قول دوست جان . توسیمایی. خودت باش. دربرابر بدیها . بد نشو. اگر خوب نیستی بد هم نشو.

خدایا گاهی اوقات حس میکنم انگارذره بین فقط روی منه. همه ی مشکلات روبامن تست میکنی.

خدایا شکرت.راحت باش.

برچسب: نویسنده: آناهیتا اسدیان تاريخ: شنبه 17 تير 1396 ساعت: 16:55

انگار تو زمستون بعضی دلا یخ میزنن بعضی ها گرمتر میشن. بعضی ها دلشون بیشتر به رحم میاد. چند وقتیه تعدادی از کودکان کار میان به محل کار من. با یکیشون دوست شدم پسر بچه ای هشت ساله و بسیار مودبه. شبانه درس میخونه. میگه خاله میومدم نبودی جات خالی بود.من بجز لبخند و خریدن چندتا جوراب کاردیگه ای نکردم. یه

برچسب: نویسنده: آناهیتا اسدیان تاريخ: شنبه 17 تير 1396 ساعت: 16:55

انگار روزها میدوند به آخرسال نزدیک میشیم روزها میدون. ما بهش نمیرسیم. ساعت کم میارم. راستش اول به دلیل فضولی بعضی ها تصمیم داشتم ننویسم بعددیدم چیزی که زیاده فضول. پس مینویسم و فضول مدنظریاد بگیره به گوشه دنج زندگی آدمها سرک نکشه . زندگی درجریانه و من درحال دست و پنجه نرم کردن با سختی های زندگی هست

برچسب: نویسنده: آناهیتا اسدیان تاريخ: شنبه 17 تير 1396 ساعت: 16:55

انگار این روزها فیوزم پریده. کلا اعصابم بهم ریخته و پرخور شدم. متاسفانه وزنم رفته بالا. ازامروز پیاده روی سریع بامسافت نسبتاطولانی رو شروع کردم بهمراه چربی سوزهای گیاهی.

با یه عالمه ظرف نشسته و کلی کارنکرده امروز کشتی گرفتم و پیروز شدم.

اما حسابی خسته شدم.

فقط اومدم بگم هستم و به انرژی مثبت وامداد غیبی نیازدارم.

خدایا دریاب که امروزبسیارمحتاجم.

الهی شکر که شغلی هست و امیدی.

همدیگه رو دعا کنیم.

برچسب: نویسنده: آناهیتا اسدیان تاريخ: شنبه 17 تير 1396 ساعت: 16:55

درد اتفاق پلاسکو و حوادث اخیر درگیری بامشکلات توان نوشتن رو ازم گرفته.

مراجعی داشتم چهل وچندساله. بانویی محترم که بدبختاته جوانی بیست و چتدساله وی را به بهانه رساندن دزدیده بود و پس از گرفتن تمام پول و وسایلش و ضرب و شتم نتوانسته بود به مقصدپلیدش برسه و بی پناه او را وسط بیابان رها کرده بود.

خلاصه که سینه مالامال درد است ای دریغا مرهمی.....

خدایا شکر که هستی بیشترباش. برای تمام نعمتها شکر. توخودمیدانی و گفتن را نیازی نیست.

برچسب: نویسنده: آناهیتا اسدیان تاريخ: شنبه 17 تير 1396 ساعت: 16:55

بعضی آدما اینقدرمثبتن که حتی فقط هم کلامی باهاشون حالت رو بهتر میکنه.بعضی ها برعکس. خیلی سعی میکنم جز آدمهایی باشم که باعث بهترشدن حال خودم بشم بعد دیگران. هزارتا اما و اگر و نمیشه هست. اماازهمه مهمتر درسخت ترین شرایط هم باید یادمون باشه یکی هست که حواسش هست. پس سوار موج زندگی میشم سرشارازتلاش و دلم

برچسب: نویسنده: آناهیتا اسدیان تاريخ: شنبه 17 تير 1396 ساعت: 16:55

کلی حرف نگفته دارم که حوصله نوشتن ندارم. خانوم گنجیکشکه پیام داده بود به من گفته بودالگوی قدرتمند و بانوی قوی و محکم. راستش اینقدر این روزا فشار زیادی رو تحمل میکنم که حتی تنظیم هورمونهام هم بهم ریخته.اما اتفاقای ریز و قشنگ هم می افته که لبخندهای نیمه کوتاه رو باعث میشه. مثلا عروسکای چوبی که از زن د

برچسب: نویسنده: آناهیتا اسدیان تاريخ: شنبه 17 تير 1396 ساعت: 16:55

دیروز تو جمعی مهمون بودم که خیلی پرانرژی و مثبت بودن تعداد زیادی ادم های مختلف برای یک هدف دورهم جمع شده بودن و همه باهم همدل و مهربان. ادمهایی که هیچکس اون یکی رو نمیشناخت.

روز خوبی بود. بسیاردل انگیز.

مشکلات پابرجاست خدایا شکرت کمکم کن. خدایا برای تمام داشته ها شکر.خدایا باش

مهربون باشیم.

برچسب: نویسنده: آناهیتا اسدیان تاريخ: شنبه 17 تير 1396 ساعت: 16:55

بعداز مدتها دلم خواست بنویسم و بگم حالم خوبه.نمینوشتم چون چندتا آدم حال بد میومدن تو وبم و دوست نداشتم بدونن حالم خوبه. روزهای سخت و پرفراز و نشیبی گذشت یه هو انگارهمه چی بهم پیچید و زندگی ما افتاد تو گرداب حوادث. عبورکردیم ازاین گرداب و الان خوبیم. عبور به سلامت ازاین گرداب رو مدیون رفقای ناب و خدا

برچسب: نویسنده: آناهیتا اسدیان تاريخ: شنبه 17 تير 1396 ساعت: 16:55

صفحه بندی